تبلیغات
هیئت بین الحرمین شهرقدس - اشعار امام زمان عج
من ازاشکی که می ریزدزچشم یارمی ترسم

ازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسم

همه ماندیم درجهلی شبیه عهد دقیانوس

من ازخوابیدن منجی درون غار می ترسم

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند

من ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسم

همه گویند این جمعه بیا ، امّا درنگی کن

ازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسم

شده کارحبیب من سحرها بهر من توبه

ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم

تمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندم

از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم

شنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزد

من از بیماریِ آن دیدۀ خونبار می ترسم

به وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من

مرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسم

دلت بشکسته از من لکن ای دلدار رحمی کن

من ازنفرین و ازعاق پدر بسیارمی ترسم

هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم

زهجرانت نترسیدم ولی این بارمی ترسم

دمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بسطم

من از بیچارگیّ آخر این کارمی ترسم

جهان را قطرۀ اشک غریبی می کند ویران

من ازاشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم

مهدی بقایی

*******

شعر امام زمان (عج) - محمد علی رحیمی

 

دل بی قرار نیست ادا در می آوریم

چشم انتظارنیست ادا در می آوریم

عمریست درتلاطم دنیا ولذّت است

وقف نگار نیست ادا در می آوریم

مرغی که هر زمان سر یک بام می پرد

دنبال یار نیست ادا در می آوریم

قلبی که دل به صحبت سرما سپرده است

فکر بهار نیست ادا در می آوریم

اصلاً دلی که مست ریا و ربا شود

گوشش به کار نیست ادا در می آوریم

برلب دعای ندبه و دل غرق شهوت است

این انتظار نیست ادا در می آوریم

آقا محبّ واقعی ات در میان ما

یک از هزار نیست ادا در می آوریم

 محمدعلی رحیمی

********

اشعار مناجات با امام زمان (عج)

 

هنوز بار گناهی که داشتم ، دارم

ز شرم شعله ی آهی که داشتم ، دارم


تاریخ : جمعه 31 مرداد 1393 | 09:30 ب.ظ | نویسنده : خادم الحسین(ع) | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • پارس گرافیک