تبلیغات
هیئت بین الحرمین شهرقدس - مطیع امر رهبری...

شهید جعفر عباسی سورکی

عملیات والفجر6 بود..

گردان تحت محاصره قرار گرفته بود..

عده ای زیادی از همرزمان شهید شده بودند و عده ای هم مجروح..

شهید به همراه یکی از دوستان که به شدت مجروح شده بودند با صورتی خون الود

 و به زحمت خود را به منزل خواهر خود که واقع در اهواز بود رساندند ..

در آنجا دو ساعتی استراحت کردند و کمی غذا خوردند.

دامادشان که از این اوضاع با خبر بود به انها گفت:

 برگردید عقب..اینجا فعلا اوضاع اصلا خوب نیست..لشگر در حال تار و مار شدن است..

شهید عباسی بعد از کمی سکوت ...

رو کرد به سمت آقای شاکری که خود در جبهه ها بود و فرمود:

از شما خواهش میکنم دیگر این حرف را نزنید حرف فقط حرف امام عزیز است..

تا او دستور عقب نشینی را ندهد محال است به عقب برگردیم حتی اگر تکه تکه شویم ...

 

راوی:خواهر شهید


شادی روح شهید صلوات..

 



تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 06:16 ب.ظ | نویسنده : خادم الحسین(ع) | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • پارس گرافیک